تبليغاتX
پرده شیشه ای

دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385

فراموشی ابدی یک ذهن پاک!

 

Eternal Sunshine of the Spotless Mind

 

 

کارگردان گمنام زیر سایه نویسنده مشهور!

 

میشل گوندری Michel Gondry ، فیلمساز فرانسوی الاصل 40 ساله با ساخت کلیپ های آوانگارد و پیشرو به شهرت رسید. او ذهن سوررئالیستی خارق العاده خود را با همین کلیپ ها به نمایش گذاشت. گوندری، دانش آموخته مدرسه هنر پاریس است و در زمینه موسیقی پاپ و نقاشی مدرن تجربیات فراوانی دارد. حتی در دوران جوانی خود ، به عنوان گرافسیت نیز فعالیت کرده است. او در اوایل دهه 90 میلادی، به عنوان یکی از اعضای گروه موسیقی qui-qui  مشغول شد و پس از ساخت چند ویدئوآرت ، به وسیله بیورک برای ساخت کلیپ های ویژه او استخدام شد.

 

از سال 2001 فعالیت مشترکش را با چارلی کافمن، فیلمنامه نویس نابغه آمریکایی آغاز کرد که حاصل آن دو فیلم طبیعت بشری و درخشش ابدی یک ذهن پاکEternal sunshine of the Stopless Mind  بود که به همراه کافمن اسکار بهترین فیلمنامه اریجینال را برنده شد.

دو فیلم بعدی او ، بدون حضور کافمن ، از درخشش لازم برخوردار نبودند. به همین خاطر ، گروهی از منتقدان، نقش کافمن را برای موفقیت گوندری پر رنگ تر از آنچه حدس زده می شود، می دانند.

 

 

فراموشی ابدی یک ذهن پاک!

 

وقتی با یک نفر دعوا می گیرید ، گاهی آن قدر از دستش عصبانی می شوید که حتی می خواهید او را بکشید. اما به خوبی می دانید که این کشتن، مشکلات بیشتری برای شما به همراه می آورد مثلاً ترس از دستگیرشدن توسط پلیس یا بدتر از آن عـــذاب وجدان. این دلایل  شما را از انجــام چنین حمــاقتی بـــاز می دارد.پس چاره چیست؟ در حالی که دارید از عصبانیت منفجر می شوید، چه کاری می توانید بکنید؟

چارلی کافمن ، فیلمنامه نویس مشهور آمریکایی، راه حل بهتری ارائه می کند که اگر در طی سالهای آینده تحقق یابد ظاهراً مشکلات و عواقب منفی کمتری در پی دارد. شما تمام خاطرات مربوط به طرف مقابل را از ذهن خود پاک می کنید و حتی عمل پاک کردن را هم به یاد نخواهید آورد؛ یعنی، همه چیز را فراموش می کنید ، به عبارتی فراموشی ابدی یک ذهن پاک!

 

فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک ، فیلمنامه محکم و پیچیده ای دارد و با توجه به زمینه هایی که داستان در اختیار نویسنده قرار داده است به طور پی در پی سطوح کشمکش خود را تغییر می دهد. دائماً از ذهن شخصیت اصلی به جهان بیرون جابه جا می شود. 

جوئل( جیم کری Jim Carry) و کلمانتین ( کیت وینسلت Kate Winslet)  از عجیب ترین شخصیت های سینمایی در چندین سال اخیر به شمار می روند. یکی خیلی معمولی و دیگری کمی خل وچل و غیرقابل پیش بینی.

 

 عجیب بودن شخصیت های اصلی باعث شده تا رابطه ای هم که بین آنها شکل می گیرد ، عجیب و کم نظیر باشد. در واقع همین غرابت باعث می شود که جوئل برای حفظ خاطرات خوب و خوش خود با کلمانتین تقلا کند و ما به عنوان بیننده ، به تماشای ادامه اتفاقات ترغیب شویم.

فیلم درباره روابط انسانی و ارزش رابطه ها صحبت می کند و می گوید به هیچ وجه نمی توان از اوقات خوش رابطه ها، حتی آنهایی که فرجام خوبی ندارند، گذشت و اینکه انسان ها تنها زمانی که روابط شان در حال نابودی است، به ارزش آنها پی می برند.

 

 

                  

 

 

نکته ای که توجه مرا  به خود جلب کرد، رابطه حافظه و عشق بود که در این فیلم به خوبی آن را به تصویر کشیده اند. شخصیت ها با اینکه خاطرات دیگری را از ذهنشان پاک کرده اند ولی در اولین ملاقات، حس عجیبی دارند، نوعی حس آشنایی (Déjà vu) . احساسی که از یک رابطه در گذشته حکایت دارد.

 

نکته دیگر درباره موضوعی که فیلم به آن پرداخته ،یعنی؛ پاک کردن حافظه. حافظه عبارت است از  مجموعه ای از فرآیندهای اکتساب، نگهداری و کاربرد اطلاعات. تفکر امروزی حافظه را به سه مرحله اصلی تقسیم می کند؛ یادگیری، نگهداری و محافظت ، یادآوری و بازیابی .  بیشترین مطالعات درباره مراحل اول و سوم انجام شده و از مرحله دوم؛ یعنی نگهداری و محافظت ، اطلاعات چندانی در دست نیست. این در حالی است که فیلم  درخشش ابدی یک ذهن پاک مستقیماً به مرحله دوم پرداخته و نشان می دهد حتی اگر علم به آن درجه برسد که بتواند در حافظه آدم ها دخل و تصرف کند ولی هرگز قادر به غلبه بر احساسات بشری نیست. 

اما مسئله مهمی که شاید دلیل اصلی اقبال فیلمنامه کافمن در شب اسکار بوده باشد ، توجه به همه شخصیت هاست. علاوه بر پرداخت بسیار خوب دو شخصیت اصلی ، پرداختن به سایر شخصیت ها، گذشته و روابط آنها باعث شده تا همه کاراکترهای فیلم تا حدّ قابل قبولی از پردازش مناسب برخوردارند.

در ضمن مثل اینکه کم کم باید باور کرد که هر فیلم جدی که جیم کری بازی در آن را می پذیرد، حتماً فیلم متفاوتی است. بعد از مردی روی ماه، مجستیک و نمایش ترومن حالا کری با بازی در این فیلم بار دیگر تجربه باشکوهی را رقم می زند.

 

                                                                                                      تیموتی

نوشته شده توسط تیموتی در 4 PM |  لینک ثابت   •