تبليغاتX
پرده شیشه ای

جمعه نهم آذر 1386

بالكان و پديده فرهنگ عاريتي

آنچه بعد از تماشاي طنز شلوغ و در‌هم‌برهم –كه البته ويژگي مثبت و خلاقانه سينماي كاستاريكاست – كاستاريكا بيشتر در ذهن مي‌ماند، خنده‌هاي ابلهانه و دهانهاي تا بناگوش باز شخصيتهاي فيلم است. همان دهانهايي كه قرار است چيزي را به ما گوشزد كنند: خنده‌هاي مصنوعي متاثر از ذهنيت مصنوعي و از آن بديع‌تر دندانهاي مصنوعي؛ دندانهاي عاريتي طلا و نقره كه با بي‌نظمي تمام بر لثه‌هاي منزجركننده صاحبانشان رديف شده‌اند.

بله، اين كمترين ويژگي سينماي انتقادي_توصيفي امير كاستاريكا و به ويژه فيلم تاثيرگذار «گربه سياه، گربه سفيد» است...

 

                                                                  کلی من


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلی من در 4 PM |  لینک ثابت   • 


سه شنبه شانزدهم مرداد 1386

قايقبان، چالشگر ايدئولوژيك

نمي‌توان «چاقو در آب» را بدون در نظر انگاشتن اوضاع سياسي و اجتماعي روز لهستان تحليل كرد، اوضاعي كه حكومت عقيده را تحكيم كرده و سوسياليسم را از همسايه مجاورش روسيه به ارث برده بود و از سوي ديگر كمونيسم؛ آن هم از نوع تكه‌پاره و سفارشي شده آن مشي اصلي دولت وقت بود. در اين شرايط، بر سبيل هر حكومت و سياست ايدئولوژيك چنان عرصه بر هنرمندان لهستاني تنگ شده بود كه به ناچار از كشور مي‌گريختند و يا تن به تبليغ عقايد سياستمدارن و دولتمردان دوره خود مي‌دادند. در اين ميان پولانسكي هيچيك از اين دو راه را برنمي‌گزيند و ايستادگي را پيشه مي‌گيرد. او كه تجربه تلخ نازيسم، كه نوع افراطي سردمداري ايدئولوژيك و سوسياليسمي تند و تيز آميخته به ناسيوليسم و نژاد‌پرستي را پشت سر گذاشته بود، يك تنه در حوزه سينما...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلی من در 10 PM |  لینک ثابت   • 


سه شنبه پنجم تیر 1386

نطفه‌اي سياه در داماني پاك

ROSEMARY'S BABY «بچه رزماري» سومين اثر از تريلوژي آپارتماني رومن پولانسكي، بيشتر از آن كه نشان مي‌دهد قابل تامل است. فيلمي كه در اواخر دهه هفتاد جنجالهايي را برانگيخت و الگويي براي سينماگران آن دوران براي توليد فيلمهايي نظير «جن‌گير» و «طالع نحس» شد، فيلمهايي كه البته در قالب هاليوود جانشين شدند و كمتر از رگه‌هاي تفكربرانگيز جد خود يعني «بچه رزماري» بهره بردند. فيلمهايي كه ترس مخاطب را مد نظر داشتند و كيفيت ترس يا مورد بي‌اعتنايي قرار گرفت و يا تحت‌الشعاع عوامل متاثر كننده ساختار هاليوودي به انزوا كشيده شد. تريلوژي آپارتماني پولانسكي شامل سه فيلم انزجار (The Repulsionمستاجر (The Tenant) و بچه رزماري است؛ و اگر هر تريلوژي را مستلزم رعايت سه عنصر تحول، تهوع و فاجعه بدانيم _كه به زعم بنده چنين الزامي وجود ندارد_ بچه رزماري آبستن عنصر فاجعه است.....

                                                                                         

                                                                                              کلی من


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلی من در 0 AM |  لینک ثابت   • 


پنجشنبه هفدهم خرداد 1386

قتل مکن (فیلم کوتاهی درباره ی کشتن)

مرگ، يك از غامض‌ترين پديده‌هايي است كه در زندگي به عنوان يك پرسش مبهم مطرح مي‌گردد، اما سوال مهم‌تر اين است: زندگي چيست؟ اگر بتوان تعريف مدون و قابل قبول فلسفي براي اين پرسش يافت مرگ نيز خود به خود تعريف مي‌گردد. به هر جهت، براي آدمي راحت‌تر است كه براي سوال اوليه تلاشي نكند و همچنان نگران به پديده دوم نظاره كند و آن را تقبيح نمايد. اين چنين است كه مرگ وحشت انگيز و منفور نمود پيدا مي‌كند چرا كه انسان از هرآنچه برايش ناشناس است مي‌هراسد. اين مساله مهم و تفكربرانگيز كه از ابتداي حيات بشري ذهن انسان را درگير كرده است و هنوز تئوري قابل قبولي براي آن وجود ندارد، اساس و بنيان «فرمان پنجم» يا به عبارتي «كوتاه درباره كشتن» ساخته متفكرانه كريستف كيشلوفسكي فيلمساز برجسته لهستاني است....

 

                                                                                کلی من

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلی من در 7 AM |  لینک ثابت   • 


شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386

بغضی که هرگز نمی ترکد...

Malena- Jpsepe Tornatoreنوشتن درباره مالنا كار آساني نيست. بايد شوك هايت را پشت سر گذاشته باشي، اشك هايت را ريخته و آه هايي از عمق جان برآورده باشي و اين را به دست زمان سپرده باشي تا بتواني از افكار جوزپه تورناتوره بنويسي. تورناتوره، همان كسي كه احساس را از عدسي دوربينش چون پالايه‌اي محبوس مي‌كند تا مجدداً بر روح و روان مخاطبش ته‌نشين گردد. سينماي او سينماي احساس است، روايتي است از عشق هاي ناكام با نگاهي مرموز و تفكربرانگيز به زن. زني كه تنها براي ابراز عشق پا به عرصه وجود گذاشته و رسالتي بيش از اين ندارد. او زن را باكره طبيعت مي‌داند، موجودي كه آلايش و نقطه مكدري را متصور نيست.
فراي احساسات، سينماي تورناتوره سينماي جامعه‌شناسانه است. او از بورژوازي طرفي نمي‌بندد و دوربين خود را به داخل بازار، خيابان ها و كوچه‌ها مي‌برد و از آن جا زاويه ديدي براي نگاه به آدم هايي كه دور هم گرد آمده‌اند تا زندگي كنند ايجاد بكند. نگاه او از پايين به بالا هم نيست، درست موازي با سطحي‌ترين قشر يك اجتماع است و از آن فراتر و فروتر نمي‌رود. او فرازي نمي‌بيند تا از سرمايه‌داري كوركورانه دوري گزيند و فرودي نمي‌شناسد تا بي‌جهت فقر را سرزنش نكند.


                                                                                          کلی من

امتیاز دهی وبلاگ به فیلم از ۱۰ نمره : ۷.۱

کلی من:  ۸.۵            انیس:   ۶.۶              سوشیانس:   ۶.۲             دیوید:  ۷.۲

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلی من در 1 AM |  لینک ثابت   •