جمعه بیست و سوم فروردین 1387
گاهی بردن یعنی باختن!!
عکس پوستر چقدر عجیب طراحی شده... ، مربوط به صحنه آماده سازی جیک لاموتا در رینگ بوکس است که در فیلم دقیقاً در تصاویر تیتراژ می توان آن صحنه را دید. جیک به گوشه رینگ تکیه داده... به عبارتی دورخیز کرده تا حمله کند... اما به چه کسی؟ مطمئناً نمای پوستر ، نمای نقطه نظر ماست... پس حریف او کسی جز بیننده نیست... او آماده است تا مشت های سنگین اش را نثار ما کند... و همچون گاوهای خشمگینی که در میدان گاوبازی شاخ های تیز خود را به ماتادورها (گاوبازها) نشان می دهند؛ مشت های گره کرده اش را بالا آورده و اراده اش را برای آشفته کردن تماشاگر به رخ می کشد...
تیموتی
ادامه مطلب
شنبه هفدهم فروردین 1387
خشونت شرقی
دیوید کراننبرگ اگر یکی از بهترین کارگردانان زنده ی سینما نباشد بی شک از مشهورترین آن هاست.فیلم های او به علت سبک خاصشان شهره ی عوام و خواص هستند.آخرین ساخته ی این کارگردان وعده های شرقی با وجود تفاوت های که با باقی آثار او دارد اما همچون گذشته مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.هرچند با فیلم قبلی او یعنی تاریخچه ی خشونت شباهت هایی دارد.
به طور کلی فیلم های کراننبرگ سه مولفه ی اصلی دارند :
دیوید
ادامه مطلب
یکشنبه یازدهم فروردین 1387
پسران آدم
بابل ایناریتو فیلمی است که با یک بار دیدن نمی بایست درباره ی آن به قضاوت نشست.پس دوباره این فیلم را مرور می کنیم.
بابل اثر ارزنده ای بود که پس از دو فیلم بیست و یک گرم و عشق سگی از ایناریتو ارائه شد. دو اثر قبل آثاری بودند که جدا از قضاوت های فستیوال های مختلف، مخاطب های خود را پیدا کردند. اما این مخاطب ها اغلب به فیلم بابل کم لطفی کردند و آن را هم پای بیست و یک گرم دوست نداشتند. دلیلش این بود که بابل از لحاظ تکنیک بسیار شبیه به آثار قبلی بود. با این تفاوت که از دو المانی که موجب جذب مخاطب می شوند یعنی : س.ک.س و خشونت تقریبا خالی بود.
انیس
ادامه مطلب

