تبليغاتX
پرده شیشه ای

چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386

در این جا چار زندان است...

a man escaped - Rober Bressonدنیا زشتی کم ندارد
زشتی های دنیا بیش تر بود، اگر آدمی بر آن ها دیده بسته بود.
امّا آدمی چاره ساز است....

(تک گویی ابراهیم گلستان بر فیلم خانه سیاه است)


جنگ، ژانری شاخص است.در سینمای جهان و حتّی سینمای میهن مان، ایران. بار ها دیده ایم خمپاره ها و سربازهای مسلّح را. بار ها دیده ایم اسیرها و اسارتگاه های جنگی را. ...
                                                                                         انیس


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سوشیانس و انیس در 7 PM |  لینک ثابت   • 


سه شنبه شانزدهم مرداد 1386

قايقبان، چالشگر ايدئولوژيك

نمي‌توان «چاقو در آب» را بدون در نظر انگاشتن اوضاع سياسي و اجتماعي روز لهستان تحليل كرد، اوضاعي كه حكومت عقيده را تحكيم كرده و سوسياليسم را از همسايه مجاورش روسيه به ارث برده بود و از سوي ديگر كمونيسم؛ آن هم از نوع تكه‌پاره و سفارشي شده آن مشي اصلي دولت وقت بود. در اين شرايط، بر سبيل هر حكومت و سياست ايدئولوژيك چنان عرصه بر هنرمندان لهستاني تنگ شده بود كه به ناچار از كشور مي‌گريختند و يا تن به تبليغ عقايد سياستمدارن و دولتمردان دوره خود مي‌دادند. در اين ميان پولانسكي هيچيك از اين دو راه را برنمي‌گزيند و ايستادگي را پيشه مي‌گيرد. او كه تجربه تلخ نازيسم، كه نوع افراطي سردمداري ايدئولوژيك و سوسياليسمي تند و تيز آميخته به ناسيوليسم و نژاد‌پرستي را پشت سر گذاشته بود، يك تنه در حوزه سينما...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلی من در 10 PM |  لینک ثابت   • 


چهارشنبه دهم مرداد 1386

سکوت سرد ساکت ها

همیشه از چنین روزی می ترسیم. از آن موقع که دوستی خبر بدی را با پهنایی می دهد که دستی سیلی می زند . همیشه از جواب دادن به تلفن های بعد از نیمه شب هراس داریم. که شاید حادثه ای بد رخ داده باشد.  همیشه از شنیدن اخبار و خواندن روزنامه فرار می کنیم تا مبادا روزنامه ها خرفتمان کنند و اخبار ناخوشایند باشند تا که زندگی مان بر قرار باشد. فرار بر قرار.

روزی که گذشت چه روزی بود. چه کار کردیم؟ چه پیش آمد و چه پس رفت؟ کجا بودیم بر کدام ریل؟ در کدام باغ؟

باز هم پشت سینما لرزید. باز هم بزرگانی که با سینما بزرگ شده بودند بزرگوارانه درخشیدند و جستند و رفتند. فکر می کنم در چنین احوالی بود که شاملو می گفت: این جاست که [فرشته ی] مرگ از وظیفه ی غیر قابل اجتنابش شرمسار و منزجر می شود.

                                                                     نویسندگان پرده شیشه ای


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سوشیانس و انیس در 12 PM |  لینک ثابت   •