یکشنبه سی و یکم تیر 1386
The Wall
سال 1984 المان شرقی در دست کمونیستهاست(شاید شروع فیلم در این سال ما را ناخودآگاه یاد رمان مشهور و دوست داشتنی اورول بیندازد.)سرکوب مخالفان و اندیشمندان,دانشجویان و هنرمندان در اوج خود است.هنوز هنرمندانی هستند که به اصالت کمونیسم اعتقاد دارند اما المان شرقی را دور شده از هدف اولیه اش می دانند.گروهی هم اعتقاد قلبی و ایمانی محکم به حکومت دارند و برای پا بر جا ماندن آن دست به هر کاری می زنند .گرد وایسلر یکی از ماموران اطلاعات جاسوسی المان شرقی از همین گروه است.اما در جریان یکی از جاسوسی هایش متوجه عمق جنایت این حکومت و زیبایی عشق و لطافت هنر می شود...
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386
اگه بارون بزنه، آخ... اگه بارون بزنه....
در همان سالی که کیشلوفسکی با فیلمِ سه رنگ: قرمز اش ، دستِ خالی از جشنواره ی کن برگشت و عباس کیارستمی برای زیر درختان زیتون بر خلاف دوره ی قبل بسیار مورد انتقاد و سرکوفت قرار گرفت و کوئینتین تارانتینو جایزه ی نخل طلای کن را از آن خود کرد، به دلیل مسایل جانبی، فیلمی در جشنواره ی کن غایب ماند. فیلمی از سینمای یوگسلاوی. که قطعا فاتح بی برو برگرد این دوره می بود اگر می توانست در جشنواره ی کن حضور پیدا کند، (ولی افسوس که حتی بعد از جشنواره هم نادیده گرفته شد).
فیلم میلکو مانچفسکی ، پیش از باران، که از دوسال قبل شروع به فیلم برداری شده بود به جشنواره نرسید. و منتقدین اروپایی...
انیس
ادامه مطلب
جمعه پانزدهم تیر 1386
تصور کن...
دوسال پیش،برای ساعتی در صف فیلم چهارشنبه سوری در جشنواره فجر ایستاده بودم و از سر بیکاری،پیش فرض هایی را از آن در ذهنم درست می کردم.صف،برای جشنواره آن هم در شیراز واقعا طولانی بود و نام هدیه تهرانی کاملا تاثیرگذار بود.عده کمی هم برای حمید فرخ نژاد آمده بودند و تک و توکی هم به دنبال فیلم دیگری از اصغر فرهادی.پیش فرضی که از سینمای اجتماعی ترسیم کردم،با همه مولفه های استانداردش و کارکردهای بعد از تماشای آن،در فیلم گنجانیدم و تلاش کارگردان را برای رسیدن به اثری در سطح حرفه ای ستودم.
فیلم را ندیده بودم ولی از داستانش خبر داشتم و آماده دیدن بازی پخته هدیه تهرانی در نقش زن شکاک و کمی روان پریش و فرخ نژاد در هیبت مردی فعال و حساس و ترانه علیدوستی در شکل دختری کارگر و از همه مهم تر کارگردانی فرهادی،کسی که در شهر زیبا میخکوبم کرد که حتی بعد از سه سال از دیدنش،هنوز هم درگیر بازی و قصه اش هستم،بودم.
سوشیانس
ادامه مطلب
سه شنبه پنجم تیر 1386
نطفهاي سياه در داماني پاك
«بچه رزماري» سومين اثر از تريلوژي آپارتماني رومن پولانسكي، بيشتر از آن كه نشان ميدهد قابل تامل است. فيلمي كه در اواخر دهه هفتاد جنجالهايي را برانگيخت و الگويي براي سينماگران آن دوران براي توليد فيلمهايي نظير «جنگير» و «طالع نحس» شد، فيلمهايي كه البته در قالب هاليوود جانشين شدند و كمتر از رگههاي تفكربرانگيز جد خود يعني «بچه رزماري» بهره بردند. فيلمهايي كه ترس مخاطب را مد نظر داشتند و كيفيت ترس يا مورد بياعتنايي قرار گرفت و يا تحتالشعاع عوامل متاثر كننده ساختار هاليوودي به انزوا كشيده شد. تريلوژي آپارتماني پولانسكي شامل سه فيلم انزجار (The Repulsion)، مستاجر (The Tenant) و بچه رزماري است؛ و اگر هر تريلوژي را مستلزم رعايت سه عنصر تحول، تهوع و فاجعه بدانيم _كه به زعم بنده چنين الزامي وجود ندارد_ بچه رزماري آبستن عنصر فاجعه است.....
کلی من
ادامه مطلب
جمعه یکم تیر 1386
به خانه ی همسایه ات طمع مورز

فرمان دهم با ترانه ای از موسیقی راک شروع می شود و بازیگر فیلم سفید(سبيكني يف زاماچوفسكي) را در حال آواز خواندن می بینیم.سپس به نمایی از مراسم خاکسپاری می رسیم . همان سکانس افتتاحیه به ما اخطار می دهد که اتفاقاتی روی خواهد داد.
آخرین قسمت از مجموعه ی ده فرمان نیز به مثابه فرمان های قبلی مفهومی معکوس با نامش را دارد. و این مفهوم در ده فرمان اگر نه اعتراض بلکه طعنه ایست به تمامی فرمان ها و طلب های فراروی انسان که بیرون از توان او و شناخت و دریافت حقیقتی است که پیرامون خود می یابد و در کل بدین جا راه می یابد که ده فرمان انسان را وانهاده تر از آن می شناساند....
مینا (نویسنده ی مهمان)
ادامه مطلب

