تبليغاتX
پرده شیشه ای

دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386

بر همسایه ی خود شهادت دروغ مده

فرمان نهم- به همسایه ی خود شهادت دروغ مد کریستف کیشلوفسکی کریستف کیشلوفسکی در سری ده تایی ده فرمان بیشتر به موضوعات اجتماعی و زندگی روز مره ی مردم عادی پرداخته است.درست همانظور که ده فرمان حضرت موسی به همین منظور و برای هدایت زندگانی بشر داده شده است.ده فرمانی که اصلیترین فصول زندگی انسان ها را شامل می شود.آیا زندگی اجتماعی با تمام پیچیدگی هایش  در همین ده فرمان اصلی خلاصه می شود؟قاعدتا باید اینگونه باشد.پشت هر فرمان هزاران حرف خوابیده و این فرمان ها سرفصل های مباحث پیچیده و گسترده ایی هستند.کیشلوفسکی هم دقیقا همین کار را کرده و با همین ده سر فصل ده فیلم متفاوت ساخته.در هر فیلم یکی از این فرمان ها را موضوعیت قرار داده و به پیچیدگی های زندگانی آدمی می پردازد

                                                                                      دیوید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دیوید در 2 AM |  لینک ثابت   • 


شنبه بیست و ششم خرداد 1386

نام خدا را به باطل مبر

 
بی شک کسی حتی فکرش را هم نمی کرد که تلویزیون یکی از کشورهای اروپای شرقی، یعنی لهستان، دست به تهیه مجموعه ای بزند که بتواند خود را به عنوان یکی از مهمترین و با ارزش ترین دستاوردهای هنری تاریخ بشریت مطرح کند.
من فکر می کنم هر کسی در طول عمرش باید چند ساعتی از زندگی اش را با کیشلوفسکی بگذراند و شاید همین مجموعه ده فرمان بزرگترین دلیل برای این ادعا باشد، تصویر ده قانون مهم الهی که البته تنها اختصاص به دین یهود یا مسیحیت ندارند و به دلیل خاصیت اخلاقی خود ، متعلق به همه مردم جهان از هر نژاد و مذهب هستند.
 
                                                                                                         تیموتی
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط تیموتی در 3 PM |  لینک ثابت   • 


چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386

دزدی مکن

از طرف  انيس  ، پيامي به من ( روزپنج شنبه ،١٣/٢/٨٦ ) رسيد : كار روي «ده فرمان ».«كيشلوفسكي ». هركدام از دوستان ، يكي از فرمان ها را انتخاب كرده بود .چند تايي ( دوم / سوم / هفتم / هشتم / دهم )  مانده بود . من ، مي خواستم «فرمان ششم » را انتخاب كنم . چرا كه ، عاشق آنم . من ، چند سال قبل ،اشتباهكي كرده بودم و از روي اين تكه (فرمان ششم) ، چيزهايي ( فاحشه/جوان/ شير) را برداشته بودم و چيزكي (فيلم نامه) نوشته بودم ، در چند تكه ، به نام  «عشقه» ! تكه ي ششم را شخص ديگري ، انتخاب كرده بود ! برايم ، «فرمان هفتم» انتخاب شد! نداشتم! نه ، فيلم نامه را . نه ، خود فيلم را! انيس، زحمت كشيد و برايم ، فيلم ها را (روز چهارشنبه ١٩/ ٢/٨٦ ) فرستاد . همه ي ، ده فرمان را . همه را ديدم . براي اولين بار! اما احتياج بود، به فيلم نامه . چرا كه فيلم ها ، زيرنويس فارسي نداشت....

 

                                                                    مهدی دوگوهرانی (نویسنده ی مهمان)

                                                                    بهار ٨٦ ـ بندرانزلي

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسندگان مهمان در 2 PM |  لینک ثابت   • 


یکشنبه بیستم خرداد 1386

زنا مکن(فیلم کوتاهی درباره ی عشق)

Krzysztof Kieslowski-Dekalog 6 ('A Short Film About Love') (1988) انسان ها با ارزش هایی که برایشان مقبول و جا افتاده است زنده اند و زندگی می کنند ، کشتن ارزش ها برای یک انسان، به معنای کشتن روح فرد و نابود شدن صورت حقیقی اوست و در زندگی که  آن را ارزشی وجود نداشته باشد، معنایی نیز وجود ندارد.
 این معیارها، اگر از بین بروند ما نیز از بین رفته هستیم. حال این ارزش ها برای هر فرد، به نوعی خاص تجلی می کند.
هیچ گاه به عشق فکر کرده اید؟!
آیا هیچ وقت شده آن را نوعی گنجینه گران بها بدانید؟!
به اشک چطور؟
ساده ترین وسیله برای بروز دادن احساسات. اما همین احساسات چه می توانند باشند که به صورت اشک های قلطان روان می شوند ؟

                                                                        صدف (نویسنده ی مهمان)

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسندگان مهمان در 5 PM |  لینک ثابت   • 


پنجشنبه هفدهم خرداد 1386

قتل مکن (فیلم کوتاهی درباره ی کشتن)

مرگ، يك از غامض‌ترين پديده‌هايي است كه در زندگي به عنوان يك پرسش مبهم مطرح مي‌گردد، اما سوال مهم‌تر اين است: زندگي چيست؟ اگر بتوان تعريف مدون و قابل قبول فلسفي براي اين پرسش يافت مرگ نيز خود به خود تعريف مي‌گردد. به هر جهت، براي آدمي راحت‌تر است كه براي سوال اوليه تلاشي نكند و همچنان نگران به پديده دوم نظاره كند و آن را تقبيح نمايد. اين چنين است كه مرگ وحشت انگيز و منفور نمود پيدا مي‌كند چرا كه انسان از هرآنچه برايش ناشناس است مي‌هراسد. اين مساله مهم و تفكربرانگيز كه از ابتداي حيات بشري ذهن انسان را درگير كرده است و هنوز تئوري قابل قبولي براي آن وجود ندارد، اساس و بنيان «فرمان پنجم» يا به عبارتي «كوتاه درباره كشتن» ساخته متفكرانه كريستف كيشلوفسكي فيلمساز برجسته لهستاني است....

 

                                                                                کلی من

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلی من در 7 AM |  لینک ثابت   • 


دوشنبه چهاردهم خرداد 1386

پدر و مادر خود را احترام نما

Krzysztof Kieslowski-Dekalog 4 (1988) «تعداد زیادی از تفاسیر و بحث های مربوط به کتاب مقدس، عهد قدیم و جدید، را مطالعه کردیم. ولی تقریبا زود تصمیم گرفتیم از همه ی تفاسیر صرف نظر کنیم. هر روز کشیش ها به این مسائل می پرداختند و ما نمی خواستیم موعظه کنیم. نمی خواستیم تحسین یا تکفیر کنیم، نمی خواستیم برای عمل نیکی پاداش دهیم و یا عمل بدی را مجازات کنیم. بلکه می خواستیم بگوییم: "ما چیزی بیشتر از شما نمی دانیم. ولی شاید بیارزد که به دنبال شناسایی امور ناشناخته باشیم، حتی اگر فقط به این دلیل باشد که احساس نادانی احساسی دردناک است"».  

                                                                                آزاد (نویسنده ی مهمان)

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسندگان مهمان در 10 PM |  لینک ثابت   • 


جمعه یازدهم خرداد 1386

روز سبت را یاد کن

Krzysztof Kieslowski-Dekalog 3 (1988) سومین اپیزود ده گانه ی ماندگار کیشلوفسکی در حقیقت نگاهی است خردمندانه به عجز و سرگردانی بشر معاصر در مواجه با از دست رفتن عشقی از نوع عشق انسان به انسان و در واقع می کوشد تا با سادگی تمام به مخاطب بقبولاند که علی رغم تمام روایتی که پیرامون زندگی ماشین وار بشر آپارتمان نشین و مختصات بدون معناگرایی آن به گوش می رسد، آدمی هنوز عشق را مهمترین دغدغه ی خویش می داند و حتی ممکن است برای لمس چند ساعته ی آن به قدری غیرمتعارف رفتار کند که بتواند ما را به یاد کهن ترین داستان های عاشقانه ی بیندازد.

 یانوش یک راننده ی تاکسی است که در شب کریسمس با هدایایی چند پای در منزل خویش می گذارد تا هیجان آن را با همسر و دو کودک و مادر خویش تقسیم کند..... 

                                                                         سامان صفرزایی (نویسنده مهمان)

        


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نویسندگان مهمان در 1 PM |  لینک ثابت   • 


سه شنبه هشتم خرداد 1386

خدایان دیگر را عبادت منما

Krzysztof Kieslowski-Dekalog 2 (1988)لهستان دهه هشتاد،فضای تردید است.کمونیست به پایان رسیده و مردم گرفتار در عقاید ضد معنوی،بعد از سالها دوباره اجازه می یابند تا به راحتی مذهب را وارد زندگی روزمره خود کنند.
فرمان دوم،(نام خدای خود را باطل مبر)صحبت از زایش و پیدایش می کند که در پناه یقین و تردید ،راه خود را در سرنوشت و تقدیر می یابد.
زندگی و آغاز آن در همه فیلم مشهود است.
پزشک پیر،نماد فردی مطمئن است که می توان به نوعی او را فرشته مرگ نامید.عبارت پارادوکسی فرشته مرگ،نام جالبی است.مرگ تلخ در کنار مهربانی فرشته.یکی از خصوصیات فرشته ها،اطمینان و یقینشان است.اختیاری در کار نیست.احترام می گذارند چون باید بگذارند.خوب هستند چون باید خوب باشند....


                                                                               سوشیانس

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سوشیانس و انیس در 3 PM |  لینک ثابت   • 


شنبه پنجم خرداد 1386

من خداوند، خدای تو هستم

Decalogue 1- Kieslowskiمدّتی پیش، دوستِ خوبم، سوشیانس، برای تنوّع دادن به روالِ کارِ وبلاگِ پرده شیشه ای، پیشنهادی قابل قبول مطرح کرد، که از هر جهت، موردِ استقبالِ اعضای وبلاگ واقع شد. و بر این اساس بود که به مناسبتِ شصت و ششمین سالگردِ تولّدِ کریستف کیشلوفسکی (27 ژوئن 1941) کارگردانِ جاودانِ لهستانی، به مجموعه ای از کار های او بپردازیم. با توجّه به این که قبلاً به دو اپیزود از سه رنگِ کیشلوفسکی پرداخته بودیم و در عینِ حال، نقد ها و نظر های فراوانی برای این سلسله شاهکار در وب سایت ها و وبلاگ های فارسی قابل یافت بود، لذا، ما ده فرمان ( 10decalogue) را بهترین پیشنهاد ممکن دانستیم. 

قرار بر آن شد که نقد ها را از اولّین هفته قبل از سالروز تولّد کیشلوفسکی  در وبلاگ ارائه دهیم. هر سه روز یک فرمان از ده فرمان. و بعضی از فرمان ها را به نویسنده های مهمان بسپاریم. این ایده ی آخر بیش تر از همه وفادار به این طرح به نظر می آمد....

 

 

                                                                                                   انیس

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سوشیانس و انیس در 6 PM |  لینک ثابت   •