تبليغاتX
پرده شیشه ای

شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386

بخاطر انسانیت

Amen - Costa Gavras   بعد از هر انقلابی جدا از مسائل سیاسی اش جو فرهنگی خاصی به وجود می آید.هرچند قرار نیست این فضای فرهنگی باز دائمی باشد اما برای جوانان ایده آلیستی که پر از شور هستند بسیار لذت بخش و امیدوار کننده است.کافیست که بخاطر بیاورید اوایل انقلاب را یا اگر سنتان مثل من به آن سال ها قد نمی دهد بار ها پای صحبت های پدرهایتان نشسته باشید تا از امید ها و گریز ها و شور هایی که در آن زمان وجود داشته برایتان گفته باشند.نشر بسیاری از کتاب ها و اکران بسیاری از فیلم های ممنوعه از لذت بخش ترین بخش های این فضای فرهنگی بوده.یکی از این فیلم ها Z بود.همیشه پدرم از این فیلم همراه با فیلم حکومت نظامی به عنوان بهترین فیلم هایی که در طول زندگیش دیده یاد می کرد.برای همین خیلی مشتاق بودم که این دو فیلم را حتما ببینم.بار ها از شبکه های مختلف سیما پخش شدند اما هر بار مانعی پیش می آمد تا نگذارد فیلم را ببینم.تا این که چندی قبل بالاخره موفق شدم این دو فیلم محبوب پدرم را گیر بیاورد و ببینم.بعد از دیدنشان علاقه مند شدم تا کارهای دیگر کارگردان این دو فیلم را ببینم.

 

                                                                                       دیوید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دیوید در 2 AM |  لینک ثابت   • 


یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386

تمام قد می ایستم...

a man for all seasons

تاریخ و سینما ،همانند تاریخ  و داستان نویسی،دارای روابط دو جانبه ی محکمی است.به طوری که پر هزینه ترین فیلم های سینمایی را آثار تاریخی تشکیل می دهند. آیا تاریخ آن قدر دارای ارزش است که بهترین های هر هنر به آن بپردازند و هزینه و وقت بسیاری برای نشان دادن ان صرف شود؟اگر قرار است روزنه های زندگیمان را بر گذشته باز کنیم،بی شک سینمای موثر از تاریخ بهترین وسیله ممکن است.

نشان های سنگی انجیل های چهارگانه و پادشاهی انگلستان،شما را آماده می سازد تا با یکی از تاثیرگذار ترین وقایع تاریخی و بهترین شخصیت های قابل بررسی آشنا شوید.معتمد،مهربان،سختگیر،راستگو ودرستکار،صفاتی هستند که می توانید در شخصیت سر توماس مور Sir Thomas More  در فیلم مردی برای تمام فصول  A Man For All Seasons  پیدا کنید.
مردی که هیچ گاه اشتباه نمی کند و قانون را از تمام امور بالاتر می داند ،در نهایت راستی و درستکاری را انتخاب می کند که اگر در برابر شاه،شاخص اصلی قانون ،سر خم نمی کند،از دیداری خدایی که سر منشا علم و دانش او است،خوشحال و شادمان است.
این فیلمنامه در حقیقت یک نمایشنامه بسیار موفق بوده است که به زیبایی به تصویر کشیده شده است.در کل فیلم،هیچ اثری از کلمات امروزی زبان انگلیسی نمی بینیم و لهجه های غلیظ اما اکادمیک انگلیسی،فهم مطالب را راحت تر میکند.....


                                                                                 سوشیانس

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سوشیانس و انیس در 2 PM |  لینک ثابت   • 


شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386

بغضی که هرگز نمی ترکد...

Malena- Jpsepe Tornatoreنوشتن درباره مالنا كار آساني نيست. بايد شوك هايت را پشت سر گذاشته باشي، اشك هايت را ريخته و آه هايي از عمق جان برآورده باشي و اين را به دست زمان سپرده باشي تا بتواني از افكار جوزپه تورناتوره بنويسي. تورناتوره، همان كسي كه احساس را از عدسي دوربينش چون پالايه‌اي محبوس مي‌كند تا مجدداً بر روح و روان مخاطبش ته‌نشين گردد. سينماي او سينماي احساس است، روايتي است از عشق هاي ناكام با نگاهي مرموز و تفكربرانگيز به زن. زني كه تنها براي ابراز عشق پا به عرصه وجود گذاشته و رسالتي بيش از اين ندارد. او زن را باكره طبيعت مي‌داند، موجودي كه آلايش و نقطه مكدري را متصور نيست.
فراي احساسات، سينماي تورناتوره سينماي جامعه‌شناسانه است. او از بورژوازي طرفي نمي‌بندد و دوربين خود را به داخل بازار، خيابان ها و كوچه‌ها مي‌برد و از آن جا زاويه ديدي براي نگاه به آدم هايي كه دور هم گرد آمده‌اند تا زندگي كنند ايجاد بكند. نگاه او از پايين به بالا هم نيست، درست موازي با سطحي‌ترين قشر يك اجتماع است و از آن فراتر و فروتر نمي‌رود. او فرازي نمي‌بيند تا از سرمايه‌داري كوركورانه دوري گزيند و فرودي نمي‌شناسد تا بي‌جهت فقر را سرزنش نكند.


                                                                                          کلی من

امتیاز دهی وبلاگ به فیلم از ۱۰ نمره : ۷.۱

کلی من:  ۸.۵            انیس:   ۶.۶              سوشیانس:   ۶.۲             دیوید:  ۷.۲

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کلی من در 1 AM |  لینک ثابت   • 


جمعه هفتم اردیبهشت 1386

من، سينما، پانزده سال دارم

Strike -Sergei M. Eisenstainدوست عزيزي که در کار هاي فيلم کوتاه هم فعّاليّت مي کرد، مي گفت: اگر يک سينماگر جوان امريکايي از نوجواني شروع به کار کند، کار را با افکت هاي تارانتينويي شروع مي کند و بزرگ ترين آرزويش اين است که تيم برتون شود. امّا يک جوانِ ايراني کارش را از سينماي آيزنشتاين شروع مي کند و دوست دارد تا ابد آيزنشتاين بماند. از اين روست که شناخت سينماي آيزنشتاين براي ما لازم است. تا بدانيم سينماي صد ساله چه مسيري را گذرانده. و الان در چه جايگاهي است.
تمام منتقدين و علاقه مندان سينما، قطعاً در باره ي ظهور خالقي به نام سرگئي آيزنشتاين، خارج از دو حالت فکر نمي کنند: عدّه اي فعاليّت هاي تئاتر و سينمايي او را در سه دهه، از خوش اقبالي هاي سينماي نوپا مي دانند؛ و عدّه اي بسي عميق تر و ايده آل نگر تر، ظهور استالين، و از کار بي کار شدنِ آيزنشتاين (و خراب کاري هاي بعد از آن را) از بد شانسي هاي سينما (و دنيا) مي دانند.
خيلي عجيب است، از شخصِ مبارزي که ايده هاي سياسي را در آستين مي پروراند، و به ظاهر سينما را فقط در خدمتِ آرمان ها و حربه اي براي تحقّق بخشيدن اهداف سياسي اش به کار می گیرد سينمايي برمي خيزد که هم از لحاظ محتوا و هم از لحاظ زيبا شناسي و فرماليستي تا اين اعلاء و شايسته ي تقدير باشد.....

                                                                                             انيس

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سوشیانس و انیس در 9 PM |  لینک ثابت   •