تبليغاتX
پرده شیشه ای

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387

ایران،عینک آفتابی و دیگر قضایا!

زمانی که انیمیشن به عنوان بخشی از هنر هفتم جایگاه خودش را به عنوان یک سرگرمی در میان دوستداران سینما باز کرد، تصور اینکه روزی بتواند تاثیری همچون کتاب و نشریات بر روی روش نگرش جامعه به یک موضوع خاص داشته باشد آنچنان مشکل بود که هم اکنون فکر کنیم روزی کشورها به جای جنگ با اسلحه برای بازپس گیری خاکشان یا دینشان، با یکدیگر به بازی فوتبال بپردازند.

 

 

            

 

 

 

پرسپولیس، ساخته مرجان ساتراپی به عنوان مهمترین انیمیشن اجتماعی سال های اخیر بعد از مورچه ها(Antz) شناخته می شود.داستانی جذاب از زندگی پر فراز و نشیب دختری نوجوان که دوران رشد و بلوغ خویش را با سال های پا گرفتن یک انقلاب در کشوری کمتر شناخته شده، به نام ایران طی می کند. کارتونی سیاه و سفید به مانند دنیای کودکی همگان، که رنگی در وسط وجود ندارد. همه یا پاک و صادق همچون سفیدی و یا سیاه،خشن و دیوصفت هستند. ساتراپی فضای رنگی ذهن شرقی اش را در قالب ابتکاری سیاه و سفید، برای به اشتراک گذاشتن اندیشه های خود با دیگر مردم جهان به نمایش می گذارد. دنیای رنگی تنها در فرودگاه پاریس هنگام برگشت به ایران شکل می گیرد. جایی که دیدن نام تهران نیز اخم بر چهره می نشاند.

ایرانی که در پرسپولیس طرح می شود، کمی کوچک است. تهران بی روح بعد از انقلاب، بدون هیچ جذابیتی، حضور سراسری پلیس در همه اماکن، آپارتمان های ناموزون و تنگیده در یک مکان کوچک(مانند کشورهای کمونیستی سابق) در کنار کمبود همه اقلام و نارضایتی عمومی، تنها دیدگاه عده کمی را شامل می شود. گرفتن پارتی در سخت ترین زمان جنگ و تهیه مشروب ، اگرچه در زمان کنونی بسیار عادی تلقی می گردد ، اما در سال های ابتدای دهه شصت، تنها به عده بسیار کمی از اجتماع، آن هم در تهران محدود می شد.

پرسپولیس آنچنان که از اسمش برمی آید، ایران باشکوهی است که گذشت زمان به نابودی اش کشانده است. نام زیبایی دارد. پرسپولیس؛ ایران! اما چیزی از شکوهش باقی نمانده است جز ستون های بلند(ساختمان های پر از آدم)، نقش های زیبا(مادربزرگ و خانواده)، مهندسی دقیق(دوستان خانوادگی و دیگران) و در کل یک نوستالژی قوی از گذشته.

جالب است که تمام جنگ هشت ساله به موشک باران و حماقت های جوانان کم سن و سال محدود می گردد. کل جنگ در شش ثانیه نشان داده می شود که آدم هایی خود را قربانی تانک ها می کنند.

پرسپولیس به شدت شخصی است. دفتر خاطراتی که بعد از چندین سال بازمی گردد

و ضمن بازگویی دیده های خود، از اینکه محیط پیرامون خود را تغییر یافته می بیند، شگفت زده و ناراحت است. جهان دفترچه خاطرات به دو سه خیابان از یک شهر بزرگ منتهی می شود! کشور که به جای خود است!

در کنار خط داستان، فضای کار بسیار خلاقانه است. رنگ ها در جای خود استفاده شده اند. در صحنه تظاهرات، تلفیق سیاه و سفید هنگامی که جوانی کشته می شود و سایر مردم از خون او متحد می گردند و پلان کوتاه جابجایی قدرت در ایران از رضا شاه به محمدرضا پهلوی در کنار نماهنگ EYE OF THE TIGER از بهترین قسمت های این کار بودند.

در کل کار ساتراپی را ارزشمند می دانم. هنرمندی که سعی کرده با بهره گیری از استعداد خوب قصه پردازی و هنرآمیزی، اثری جهانی در مورد ایران ارائه کند. گرچه باید برای دیدنش از عینک آفتابی استفاده شود!

 

                                                                                       سوشیانس

نوشته شده توسط سوشیانس و انیس در 5 PM |  لینک ثابت   • 


جمعه بیست و سوم فروردین 1387

گاهی بردن یعنی باختن!!

 

عکس پوستر چقدر عجیب طراحی شده... ، مربوط به صحنه آماده سازی جیک لاموتا در رینگ بوکس است که در فیلم دقیقاً در تصاویر تیتراژ می توان آن صحنه را دید. جیک به گوشه رینگ تکیه داده... به عبارتی دورخیز کرده تا حمله کند... اما به چه کسی؟ مطمئناً نمای پوستر ، نمای نقطه نظر ماست... پس حریف او کسی جز بیننده نیست... او آماده است تا مشت های سنگین اش را نثار ما کند... و همچون گاوهای خشمگینی که در میدان گاوبازی شاخ های تیز خود را به ماتادورها (گاوبازها) نشان می دهند؛ مشت های گره کرده اش را بالا آورده و اراده اش را برای آشفته کردن تماشاگر به رخ می کشد...

 

                                                                   

                                                                              تیموتی 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط تیموتی در 7 PM |  لینک ثابت   • 


شنبه هفدهم فروردین 1387

خشونت شرقی

وعده های شرقیدیوید کراننبرگ اگر یکی از بهترین کارگردانان زنده ی سینما نباشد بی شک از مشهورترین آن هاست.فیلم های او به علت سبک خاصشان شهره ی عوام و خواص هستند.آخرین ساخته ی این کارگردان وعده های شرقی با وجود تفاوت های که با باقی آثار او دارد اما همچون گذشته مورد توجه بسیاری قرار گرفته است.هرچند با فیلم قبلی او یعنی تاریخچه ی خشونت شباهت هایی دارد.

به طور کلی فیلم های کراننبرگ سه مولفه ی اصلی دارند :


 

                                                                دیوید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دیوید در 1 AM |  لینک ثابت   • 


یکشنبه یازدهم فروردین 1387

پسران آدم

بابل آلخاندرو گونزالس ایناریتو بابل ایناریتو فیلمی است که با یک بار دیدن نمی بایست درباره ی آن به قضاوت نشست.پس دوباره این فیلم را مرور می کنیم.


بابل اثر ارزنده ای بود که پس از دو فیلم بیست و یک گرم و عشق سگی از ایناریتو ارائه شد. دو اثر قبل آثاری بودند که جدا از قضاوت های فستیوال های مختلف، مخاطب های خود را پیدا کردند. اما این مخاطب ها اغلب به فیلم بابل کم لطفی کردند و آن را هم پای بیست و یک گرم دوست نداشتند. دلیلش این بود که بابل از لحاظ تکنیک بسیار شبیه به آثار قبلی بود. با این تفاوت که از دو المانی که موجب جذب مخاطب می شوند یعنی : س.ک.س و خشونت تقریبا خالی بود.

 

                                                                                          انیس



ادامه مطلب
نوشته شده توسط سوشیانس و انیس در 9 PM |  لینک ثابت   •